علیرضا ب. از ایران
خط مشی و اساسنامه
"با سلام من از ایران میل میزنم و میخواستم بدانم شرایط حزب برای عضویت چیست؟ و من میخوام خط مشی حزب رو بدونم و اساسنامه رو. ممنونم بای."
ج.ک: علیرضا جان به صفوف ما خوش آمدی. این نامه شما در بین ئی میل ها گم شده بود و می بخشید که قدری دیر جواب میدهیم. حتما برنامه حزب و همینطور اصول سازمانی را برایتان میفرستیم. برای عضویت در حزب کافیست که حزب را دوست داشته باشید و بخواهید کاری در جهت اهداف و سیاست های حزب انجام بدهید.
مزدک خراسانی، ایران
نوع حکومت آینده ایران
"سلام رفیق قدیمی مزدک خراسانی هستم. یک سوال داشتم ..
در صورتی که در انقلاب سوسیالیستی به رهبری حزب کمونیست کارگری در ایران پیروز شود و این حزب به نمایندگی طبقه کارگر وزحمتکش قدرت سیاسی را بدست بیاورد نوع حکومت آینده ایران چگونه خواهد بود؟
اگر در اسناد و انتشارات حزب اشاره ای به این مورد شده است لطفا نام و آدرس آنرا برایم ارسال کنید.
بسیار سپاسگذارم."
ج.ک: حکومتی که ما برای برقراری آن مبارزه میکنیم جمهوری سوسیالیستی و یا حکومت کارگری است. در مورد حکومت کارگری و شکل و نوع اش در برنامه یک دنیای بهتر به دقت و در جزئیات صحبت شده است. شکل این حکومت شورایی است. مبتنی بر همان شکلی است که اول بار در کمون پاریس به ظهور رسید. البته تشکل شورایی نزد ما جایگاه عمومی تری از شکل حکومت دارد. ما کلا در سازماندهی توده ای و هرجا که توده وسیع کارگران و مردم بخواهند مستقیما در سرنوشت خود، اداره امور شرکت کنند تشکل شورایی را پیشنهاد میکنیم. در مورد جایگاه شورا نزد ما میتوانی به مباحثی که منصور حکمت در این زمینه دارد رجوع کنی. مزدا جان خوبست که با کیان آذر در تماس قرار بگیری او میتواند بطور مشخصتر شما را راهنمایی کند.
کامران مزین، ایران
اوضاع سخت و ادامه بحث
سلام مصطفي جان ببخشيد كه كمتر فرصت دارم و اين هفته مطلبي ندارم. اوضاع و احوال زندگي چندان بر وفق مراد نيست. اما به هر صورت خواستم ادامه بحث با تو را درباره بحث هاي اين دو هفته ادامه بدهم. به ويژه درباره پلاتفرم چپ من خودم را طرفدار جنبش كمونيست كارگري و خط سازمان عليه تبعيض ميدانم. و حتي دفاعياتي هم از ان كردم كه ميتوني در وبلاگ كمپين مشاهده كني. اما مساله من اين است كه خواست و اهداف ما نميتونه به صورت چند نفر تنظيم بشه و از همه خواسته بشه كه اين پلاتفرم چپ است و بايد خط خودتان را با ان مشخص كنيد. ممكن است عده اي بلند بشوند بگويند خب من با بند يك و دو سه موافقم ولي توي بند چهار ملاحظه دارم. عاقبت اين افراد چيست؟ براي همين ميگويم خانم ايكس و ايگرگ نميتونند همه مسائل را باز كنند. نميتونيم بنشينيم بگيم اينها واسه زنان خوبه و اين قوانين الزامي است هركي آمد چپ است و بقيه راست. اين اشكالي است كه من دارم.حتي ممكن است من با همه بندها موافق باشم ولي من اينجا به خودم نگاه نميكنم.من دارم از جامعه اي صحبت ميكنم كه ممكن است با روح پلاتفرم موافقت كند اما ممكن است اشكالاتي را در اينجا ببينيد . شكي نيست چيزهايي است كه بايد روي كاغذ و به عنوان اصل مهم حقوق زن توجه بشه ولي موضوعاتي هم است كه ميشود رويش بحث كرد. بدون اينكه دليلي بر اوردن آن به عنوان يك اصل مهم در كار ناميده بشه. در مورد كمونيست و حزب هم چنين است. مسائلي چون لغو مالكيت خصوصي و يا اشتراكي كردن منابع چيزهايي بود كه ماركس به ان تكيه داشت. اما نيامد دقيقا قانون بنويسد كه چه چيز خوب و چه چيز بد است و قانون آينده انقلاب چگونه خواهد بود؟ همان طور كه نظرات خود را در مورد حقوق زنان و ديگران به همين صورت باز ميكرد. البته حضور جريانات نسبيت فرهنگي و پست مدرنيستي سبب شده كه ما امروزه وقتي ميخواهيم دفاع از حقوق زن را باز كنيم به طور مشخصي ميخواهيم تمايز خودمان را با اين جريانات نشان دهيم اما در اين راه نبايد مساله را جايي بكشانيم كه ممكن است درست نباشد و مسائلي را بدون در نظر گرفتن حقوق شخصي اكثريت ديگر به عنوان يك اصل مهم دفاع كمونيستي از زنان نشان دهيم. از اينكه به دنبال اين بحث يكي از مطالب خوبت را هم گذاشتي ممنونم. جالب بود. اگر از اين مطالب داري بازهم بگذار.
ج.ک: کامران جان امیدوارم اوضاع روبراه بشود و بیشتر بنویسی. این جمهوری اسلامی لعنتی دیگر نفس هم را بریده است. راستش کامران جان من درست و حسابی متوجه بحث تو نمی شوم. پلاتفرم چپ همانقدر برای کسی تعیین تکلیف کرده که مانیفست و برنامه حزب و هر فراخوان سیاسی دیگر. اسم خودش را گذاشته پلاتفرم چپ فقط و فقط برای اینکه هرکسی که خود را چپ میداند و رادیکال به خود جلب کند. حال هرکسی با هر مقدار بندهای آن موافق باشد بالاخره یک تصمیم سیاسی میگیرد. این یک سری خواسته های مشخص و مترقی در زمینه حقوق زنان است. آیا از این خواستها حمایت میکند یا نه میرود از چیزهای دیگری (مثلا تمایلات راست که خواهان حفظ خانواده و بردگی زن است و یا میخواهد شیرو خورشید شاهنشاهی را به امر حقوق زنان وصل کند!) را دنبال میکند. به نظر تو پلاتفرم باید چطور مطرح میشد؟ مطالبه مشخص طرح نکند؟ اتفاقا وقتی خواستها تعریف شده و روشن باشد امکان اتحاد و توافق آسانتر فراهم میشود. من و تو نوعی ممکن است روی خیلی نکات پایه ای هنوز اختلاف داشته باشیم اما هردو به آزادی بی قید و شرط حق طلاق معتقد باشیم. خب برای همین کنار هم می ایستیم و مبارزه میکنیم. اختلافات دیگرمان سرجای خودش روی این اتفاقمان باهم کار میکنیم. من متوجه نیستیم اشکال این کار چیست. حتی متوجه نیستم ربطش به پست مدرنیسم و تعریف تمایزات چیست. هر حرکت سیاسی و وسیع برای تحقق خواسته ها و مطالباتی صورت میگیرد. امروز مردم خواهان رفع شر جمهوری اسلامی اند خب حول همین میشود متحد شد. پلاتفرم دقیقا دارد همین کار را میکند. میگوید هرکس که فکر میکند اسلام ضد زن است، جمهوری اسلامی ضد زن است، مشغله اش آزادی زن است و نه "حفظ کیان خانواده" (بخوان بردگی خانگی زن و فرزندان در خدمت ارباب مذکر و مالک!) اینطرف جمع شود و برای خواسته های خود یک صف واحد را تشکیل بدهد. کامران جان بطور مشخص آلترناتیو خودت را بده تا من متوجه بشوم.
در مورد مطالب قبلی در مورد خانواده بطور اخص یادم نمی آد. ولی در شماره های قدیم جوانان در زمینه حقوق زن و کمونیست ها چندین بار بحث کرده ایم. امیدوارم فرصتی دست بدهد تا در مورد زن در مانیفست کمونیست که در مقاله هفته گذشته صرفا اشاراتی شده است یک وقتی مشروحا و با رجوع به خود مانیفست کمونیست صحبت کنیم. آنوقت باید در مورد ایده الغاء خانواده مفصلا صحبت کرد. این ایده به نظر من هنوز جای کار و تدقیق زیاد دارد.
آزادی برابری، ایران
آزاد کنید فرزاد را
"سلام مصطفی این متن پیشنهادی من برای اعلامیه است و عکس فرزاد هم خواهد آمد:
"آزاد کنید فرزاد را
فرزاد کمانگر ـ معلم آزادیخواه و برابریطلب ـ که به خاطر فعالیتهای آگاهگرانهاش محکوم به اعدام شده است، اکنون به کمک شما مردم نوعدوست نیاز دارد. برای نجات فرزاد کمانگر، علیه این حکم ضد انسانی رژیم به پا خیزید و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط او شوید.
بیایید با این شعار: «آزاد کنید فرزاد را» لرزه بر کل پیکرۀ جمهوری اسلامی بیاندازیم و فرزاد کمانگر را دوباره در زندان متولد کنیم. نجات او نجات همۀ ما است. یک قدم عقبنشینی رژیم، یعنی یک قدم پیشروی ما مردم. بیایید توان میلیونی خود را به مزدوران رژیم کثیف آخوندی نشان دهیم.
حزب کمونیست کارگری ایران
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی"
ج.ک: دوست عزیز بنظرم اعلامیه نویس خوبی هستید. کوتاه و روشن و موثر. شاید بهتر بود می نوشتی "فرزاد را از زندان بیرون بیاوریم". چون متولد کردن در زندان زیاد چیز جالبی نیست. هرچه باشد هنوز زندان است. در ضمن بهتر است اعلامیه به امضای خود حزب نباشد. چون بطور واقعی فقط کمیته های حزبی میتوانند به اسم حزب اعلامیه بدهند. و البته آنهم با قید آن کمیته معین. البته میشود و خوبست که اطلاعیه های حزب را عینا از سایت برداشت و پخش کرد. اما اگر خود شما اطلاعیه مینویسید باید یک جوری مشخص کنید. مثلا دوستداران حزب کمونیست کارگری یا چیزی شبیه آن.
امضاء محفوظ، ایران
اخباری از دانشگاه ایذه
یکی از بینندگان تلویزیون کانال جدید اخباری از دانشگاه ایذه فرستاده اند که در اختیار نشریه قرار داده شده است: "رييس دانشگاه آزاد اسلامي در ايذه حسن خدمتگزار و معاون او سيامک جانکي قرار بود دانشگاه را به ١٠ کيلومتري نزديک اين شهر انتقال دهند. و يک ساختمان چند طبقه به اين کار اختصاص داده شده است. در اين رابطه کار به يک پيمانکار داده شده است. اين پيمانکار به اسم چراغي وارد کار ميشود و قرار ميشود مبلغ چند ضد ميليون تومان به معاون و رييس دانشگاه بدهد و بعد به اتفاق در اين پروژه پولي بالا بکشند. بر سر اين موضوع بين رييس دانشگاه و پيمانکار اختلاف ميشود و پيمانکار اين دزدي ها را رو ميکند. موضوع به فرماندار و مقامات دولتي کشيده ميشود. اما کماکان اين آقايان سرکار خود مي مانند. همچنين سيامک جانکي معاون دانشگاه دو دختر دانشجو را با خود ميبرد تحت عنوان اينکه با آنها ميخواهد نامزد کند و بعد از تجاوز به آنها٬ اين دختران را رها ميکند. اين خبر نيز انعکاس پيدا ميکند. حکم خلع يد جانگي داده ميشود. از سوي ديگر رييس حراست دانشگاه دختري را با خود ميبرد و با او ارتباط برقرار ميکند. نگهبان و کارگران حراست از موضوع مطلع ميشوند. حسين زاده رييس حراست به کارگران ميگويد که بايد موضوع پنهان بماندو و از يکي از کارگران ميخواهد که دختران را براي او بياورد. اين کارگر در مقابل اين موضوع مي ايستد و موضوع را انعکاس ميدهد. در نتيجه کاري ميکنند که رييس دانشگاه اين کارگررا اخراج ميکند. بالاخره بعد از انعکاس موضوع اين کارگر به کار برميگردد و رييس حراست اخراج ميشود. در هرحال اکنون موضوع اختلاس در داشنگاه ايذه و انتقال آن به روستاي راسوند ادامه دارد. تعدادي از دانشجويان که در جريان اين موضوع قرار گرفته و موضوع را منعکس کرده اند. مشروط شده اند. بطور واقعي تعداد کمي از دانشجويان در جريان اين مساله هستند."
مزدک خراسانی
کشف دانشگاه کمبریج
مزدک همچنین نکته جالبی را برایمان فرستاده است:
"چناچنه به طور رومزره به زبان فارسي صبحت مي کيند، با کمي تلاش خاوهيد تواسنت اين نوتشه را بخاونيد. در داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خاوند .به هيمن دليل است که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آن را بخاونيد."
ج.ک: مزدک جان به نظرم محققین دانشگاه کمبریج نکته درستی را کشف کرده اند. هرچند ما اینجا در جوانان کمونیست گاه باید بدون حرف اول و آخر مطلب را بخوانیم و تصحیح کنیم و هنوز کلی غلط داریم. خوب شد که آدم ها این عادت پسندیده را دارند وگرنه خیلی آبروریزی میشد! از شوخی گذشته خیلی ممنون مزدک.
مهران شدیدی پور، سوئد
یک مطلب برای چاپ
مهران عزیز مطلبی برایمان فرستاده اند. این مطلب از اینجا شروع میشود که گویا احمدی نژاد با بیوه دکتر حسین فاطمی عکس انداخته و مهران می کوشد نشان دهد که چطور جمهوری اسلامی علیه جریان ملی مذهبی است و رهبرانی از این جریان نظیر بختیار و فروهر ها را بطور وحشیانه ای کشته است و چه جفاها به بازرگان که نکرده است..
با اینهمه مهران جان، جمهوری اسلامی حکومت همان جنبشی است که از مصدق تا حزب توده و فدایی به آن تعلق دارند. جنبش ملی اسلامی. برای همین دولت موقت خمینی توسط بازرگان و نهضت آزادی و جبهه ملی ساخته شد. اینکه جمهوری اسلامی در طول حرکت خود دائما مجبور به تصفیه خود بوده حکایت دیگری است. جمهوری اسلامی قدم به قدم یاران قدیم خود را بیرون ریخت و حتی کشتار کرد. مثلا مجاهدین خلق. یا اعدام توده ای ها بعد از آنهمه خوش خدمتی و لو دادن کمونیستها و مخالفین رژیم. جمهوری اسلامی حتی کسانی از خودش را اعدام یا ترور و یا سر به نیست کرده است. مثلا احمد خمینی، سعید اسلامی، سعید حجاریان و غیره. میفهمم که بهر حال بین خمینی و بازرگان و بین ایندو و بختیار تفاوت هایی هست، ولی نهایتا جمهوری اسلامی بر دوش جنبش اجتماعی بقدرت رسید که راست آن جریانات اسلامی ملی و چپ آن جریانی مثل حزب توده بود. بازرگان در مرکز و راست مرکز این طیف وسیع قرار گرفته بود. هنوز هم که هنوز است یاران بازرگان، امثال دکتر یزدی و غیره جزو اپوزیسیون مجاز محسوب میشوند.
امیر یاشار، ایران؟
رابطه پول و بابا!
اس ام اس جالبی فرستاده اند:
"راه پول درآوردن در ایران: 1) بابات برات پول دربیاره. 2) بابای مردم رو برای پول دربیاری. 3) بابات در بیاد تا پول دربیاری."
امضاء محفوظ
کاشف انرژی هسته ای
اینهم یک عکس جالب که گویا این هفته در اینترنت دست به دست میشد و دوستی برای ما فرستاده است. عکس یک توضیح هم دارد:
"دختری که به گفته احمدی نژاد در زیرزمین خانه اشان به انرژي هسته اي دست پيدا كرد!"
خط مشی و اساسنامه
"با سلام من از ایران میل میزنم و میخواستم بدانم شرایط حزب برای عضویت چیست؟ و من میخوام خط مشی حزب رو بدونم و اساسنامه رو. ممنونم بای."
ج.ک: علیرضا جان به صفوف ما خوش آمدی. این نامه شما در بین ئی میل ها گم شده بود و می بخشید که قدری دیر جواب میدهیم. حتما برنامه حزب و همینطور اصول سازمانی را برایتان میفرستیم. برای عضویت در حزب کافیست که حزب را دوست داشته باشید و بخواهید کاری در جهت اهداف و سیاست های حزب انجام بدهید.
مزدک خراسانی، ایران
نوع حکومت آینده ایران
"سلام رفیق قدیمی مزدک خراسانی هستم. یک سوال داشتم ..
در صورتی که در انقلاب سوسیالیستی به رهبری حزب کمونیست کارگری در ایران پیروز شود و این حزب به نمایندگی طبقه کارگر وزحمتکش قدرت سیاسی را بدست بیاورد نوع حکومت آینده ایران چگونه خواهد بود؟
اگر در اسناد و انتشارات حزب اشاره ای به این مورد شده است لطفا نام و آدرس آنرا برایم ارسال کنید.
بسیار سپاسگذارم."
ج.ک: حکومتی که ما برای برقراری آن مبارزه میکنیم جمهوری سوسیالیستی و یا حکومت کارگری است. در مورد حکومت کارگری و شکل و نوع اش در برنامه یک دنیای بهتر به دقت و در جزئیات صحبت شده است. شکل این حکومت شورایی است. مبتنی بر همان شکلی است که اول بار در کمون پاریس به ظهور رسید. البته تشکل شورایی نزد ما جایگاه عمومی تری از شکل حکومت دارد. ما کلا در سازماندهی توده ای و هرجا که توده وسیع کارگران و مردم بخواهند مستقیما در سرنوشت خود، اداره امور شرکت کنند تشکل شورایی را پیشنهاد میکنیم. در مورد جایگاه شورا نزد ما میتوانی به مباحثی که منصور حکمت در این زمینه دارد رجوع کنی. مزدا جان خوبست که با کیان آذر در تماس قرار بگیری او میتواند بطور مشخصتر شما را راهنمایی کند.
کامران مزین، ایران
اوضاع سخت و ادامه بحث
سلام مصطفي جان ببخشيد كه كمتر فرصت دارم و اين هفته مطلبي ندارم. اوضاع و احوال زندگي چندان بر وفق مراد نيست. اما به هر صورت خواستم ادامه بحث با تو را درباره بحث هاي اين دو هفته ادامه بدهم. به ويژه درباره پلاتفرم چپ من خودم را طرفدار جنبش كمونيست كارگري و خط سازمان عليه تبعيض ميدانم. و حتي دفاعياتي هم از ان كردم كه ميتوني در وبلاگ كمپين مشاهده كني. اما مساله من اين است كه خواست و اهداف ما نميتونه به صورت چند نفر تنظيم بشه و از همه خواسته بشه كه اين پلاتفرم چپ است و بايد خط خودتان را با ان مشخص كنيد. ممكن است عده اي بلند بشوند بگويند خب من با بند يك و دو سه موافقم ولي توي بند چهار ملاحظه دارم. عاقبت اين افراد چيست؟ براي همين ميگويم خانم ايكس و ايگرگ نميتونند همه مسائل را باز كنند. نميتونيم بنشينيم بگيم اينها واسه زنان خوبه و اين قوانين الزامي است هركي آمد چپ است و بقيه راست. اين اشكالي است كه من دارم.حتي ممكن است من با همه بندها موافق باشم ولي من اينجا به خودم نگاه نميكنم.من دارم از جامعه اي صحبت ميكنم كه ممكن است با روح پلاتفرم موافقت كند اما ممكن است اشكالاتي را در اينجا ببينيد . شكي نيست چيزهايي است كه بايد روي كاغذ و به عنوان اصل مهم حقوق زن توجه بشه ولي موضوعاتي هم است كه ميشود رويش بحث كرد. بدون اينكه دليلي بر اوردن آن به عنوان يك اصل مهم در كار ناميده بشه. در مورد كمونيست و حزب هم چنين است. مسائلي چون لغو مالكيت خصوصي و يا اشتراكي كردن منابع چيزهايي بود كه ماركس به ان تكيه داشت. اما نيامد دقيقا قانون بنويسد كه چه چيز خوب و چه چيز بد است و قانون آينده انقلاب چگونه خواهد بود؟ همان طور كه نظرات خود را در مورد حقوق زنان و ديگران به همين صورت باز ميكرد. البته حضور جريانات نسبيت فرهنگي و پست مدرنيستي سبب شده كه ما امروزه وقتي ميخواهيم دفاع از حقوق زن را باز كنيم به طور مشخصي ميخواهيم تمايز خودمان را با اين جريانات نشان دهيم اما در اين راه نبايد مساله را جايي بكشانيم كه ممكن است درست نباشد و مسائلي را بدون در نظر گرفتن حقوق شخصي اكثريت ديگر به عنوان يك اصل مهم دفاع كمونيستي از زنان نشان دهيم. از اينكه به دنبال اين بحث يكي از مطالب خوبت را هم گذاشتي ممنونم. جالب بود. اگر از اين مطالب داري بازهم بگذار.
ج.ک: کامران جان امیدوارم اوضاع روبراه بشود و بیشتر بنویسی. این جمهوری اسلامی لعنتی دیگر نفس هم را بریده است. راستش کامران جان من درست و حسابی متوجه بحث تو نمی شوم. پلاتفرم چپ همانقدر برای کسی تعیین تکلیف کرده که مانیفست و برنامه حزب و هر فراخوان سیاسی دیگر. اسم خودش را گذاشته پلاتفرم چپ فقط و فقط برای اینکه هرکسی که خود را چپ میداند و رادیکال به خود جلب کند. حال هرکسی با هر مقدار بندهای آن موافق باشد بالاخره یک تصمیم سیاسی میگیرد. این یک سری خواسته های مشخص و مترقی در زمینه حقوق زنان است. آیا از این خواستها حمایت میکند یا نه میرود از چیزهای دیگری (مثلا تمایلات راست که خواهان حفظ خانواده و بردگی زن است و یا میخواهد شیرو خورشید شاهنشاهی را به امر حقوق زنان وصل کند!) را دنبال میکند. به نظر تو پلاتفرم باید چطور مطرح میشد؟ مطالبه مشخص طرح نکند؟ اتفاقا وقتی خواستها تعریف شده و روشن باشد امکان اتحاد و توافق آسانتر فراهم میشود. من و تو نوعی ممکن است روی خیلی نکات پایه ای هنوز اختلاف داشته باشیم اما هردو به آزادی بی قید و شرط حق طلاق معتقد باشیم. خب برای همین کنار هم می ایستیم و مبارزه میکنیم. اختلافات دیگرمان سرجای خودش روی این اتفاقمان باهم کار میکنیم. من متوجه نیستیم اشکال این کار چیست. حتی متوجه نیستم ربطش به پست مدرنیسم و تعریف تمایزات چیست. هر حرکت سیاسی و وسیع برای تحقق خواسته ها و مطالباتی صورت میگیرد. امروز مردم خواهان رفع شر جمهوری اسلامی اند خب حول همین میشود متحد شد. پلاتفرم دقیقا دارد همین کار را میکند. میگوید هرکس که فکر میکند اسلام ضد زن است، جمهوری اسلامی ضد زن است، مشغله اش آزادی زن است و نه "حفظ کیان خانواده" (بخوان بردگی خانگی زن و فرزندان در خدمت ارباب مذکر و مالک!) اینطرف جمع شود و برای خواسته های خود یک صف واحد را تشکیل بدهد. کامران جان بطور مشخص آلترناتیو خودت را بده تا من متوجه بشوم.
در مورد مطالب قبلی در مورد خانواده بطور اخص یادم نمی آد. ولی در شماره های قدیم جوانان در زمینه حقوق زن و کمونیست ها چندین بار بحث کرده ایم. امیدوارم فرصتی دست بدهد تا در مورد زن در مانیفست کمونیست که در مقاله هفته گذشته صرفا اشاراتی شده است یک وقتی مشروحا و با رجوع به خود مانیفست کمونیست صحبت کنیم. آنوقت باید در مورد ایده الغاء خانواده مفصلا صحبت کرد. این ایده به نظر من هنوز جای کار و تدقیق زیاد دارد.
آزادی برابری، ایران
آزاد کنید فرزاد را
"سلام مصطفی این متن پیشنهادی من برای اعلامیه است و عکس فرزاد هم خواهد آمد:
"آزاد کنید فرزاد را
فرزاد کمانگر ـ معلم آزادیخواه و برابریطلب ـ که به خاطر فعالیتهای آگاهگرانهاش محکوم به اعدام شده است، اکنون به کمک شما مردم نوعدوست نیاز دارد. برای نجات فرزاد کمانگر، علیه این حکم ضد انسانی رژیم به پا خیزید و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط او شوید.
بیایید با این شعار: «آزاد کنید فرزاد را» لرزه بر کل پیکرۀ جمهوری اسلامی بیاندازیم و فرزاد کمانگر را دوباره در زندان متولد کنیم. نجات او نجات همۀ ما است. یک قدم عقبنشینی رژیم، یعنی یک قدم پیشروی ما مردم. بیایید توان میلیونی خود را به مزدوران رژیم کثیف آخوندی نشان دهیم.
حزب کمونیست کارگری ایران
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی"
ج.ک: دوست عزیز بنظرم اعلامیه نویس خوبی هستید. کوتاه و روشن و موثر. شاید بهتر بود می نوشتی "فرزاد را از زندان بیرون بیاوریم". چون متولد کردن در زندان زیاد چیز جالبی نیست. هرچه باشد هنوز زندان است. در ضمن بهتر است اعلامیه به امضای خود حزب نباشد. چون بطور واقعی فقط کمیته های حزبی میتوانند به اسم حزب اعلامیه بدهند. و البته آنهم با قید آن کمیته معین. البته میشود و خوبست که اطلاعیه های حزب را عینا از سایت برداشت و پخش کرد. اما اگر خود شما اطلاعیه مینویسید باید یک جوری مشخص کنید. مثلا دوستداران حزب کمونیست کارگری یا چیزی شبیه آن.
امضاء محفوظ، ایران
اخباری از دانشگاه ایذه
یکی از بینندگان تلویزیون کانال جدید اخباری از دانشگاه ایذه فرستاده اند که در اختیار نشریه قرار داده شده است: "رييس دانشگاه آزاد اسلامي در ايذه حسن خدمتگزار و معاون او سيامک جانکي قرار بود دانشگاه را به ١٠ کيلومتري نزديک اين شهر انتقال دهند. و يک ساختمان چند طبقه به اين کار اختصاص داده شده است. در اين رابطه کار به يک پيمانکار داده شده است. اين پيمانکار به اسم چراغي وارد کار ميشود و قرار ميشود مبلغ چند ضد ميليون تومان به معاون و رييس دانشگاه بدهد و بعد به اتفاق در اين پروژه پولي بالا بکشند. بر سر اين موضوع بين رييس دانشگاه و پيمانکار اختلاف ميشود و پيمانکار اين دزدي ها را رو ميکند. موضوع به فرماندار و مقامات دولتي کشيده ميشود. اما کماکان اين آقايان سرکار خود مي مانند. همچنين سيامک جانکي معاون دانشگاه دو دختر دانشجو را با خود ميبرد تحت عنوان اينکه با آنها ميخواهد نامزد کند و بعد از تجاوز به آنها٬ اين دختران را رها ميکند. اين خبر نيز انعکاس پيدا ميکند. حکم خلع يد جانگي داده ميشود. از سوي ديگر رييس حراست دانشگاه دختري را با خود ميبرد و با او ارتباط برقرار ميکند. نگهبان و کارگران حراست از موضوع مطلع ميشوند. حسين زاده رييس حراست به کارگران ميگويد که بايد موضوع پنهان بماندو و از يکي از کارگران ميخواهد که دختران را براي او بياورد. اين کارگر در مقابل اين موضوع مي ايستد و موضوع را انعکاس ميدهد. در نتيجه کاري ميکنند که رييس دانشگاه اين کارگررا اخراج ميکند. بالاخره بعد از انعکاس موضوع اين کارگر به کار برميگردد و رييس حراست اخراج ميشود. در هرحال اکنون موضوع اختلاس در داشنگاه ايذه و انتقال آن به روستاي راسوند ادامه دارد. تعدادي از دانشجويان که در جريان اين موضوع قرار گرفته و موضوع را منعکس کرده اند. مشروط شده اند. بطور واقعي تعداد کمي از دانشجويان در جريان اين مساله هستند."
مزدک خراسانی
کشف دانشگاه کمبریج
مزدک همچنین نکته جالبی را برایمان فرستاده است:
"چناچنه به طور رومزره به زبان فارسي صبحت مي کيند، با کمي تلاش خاوهيد تواسنت اين نوتشه را بخاونيد. در داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خاوند .به هيمن دليل است که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آن را بخاونيد."
ج.ک: مزدک جان به نظرم محققین دانشگاه کمبریج نکته درستی را کشف کرده اند. هرچند ما اینجا در جوانان کمونیست گاه باید بدون حرف اول و آخر مطلب را بخوانیم و تصحیح کنیم و هنوز کلی غلط داریم. خوب شد که آدم ها این عادت پسندیده را دارند وگرنه خیلی آبروریزی میشد! از شوخی گذشته خیلی ممنون مزدک.
مهران شدیدی پور، سوئد
یک مطلب برای چاپ
مهران عزیز مطلبی برایمان فرستاده اند. این مطلب از اینجا شروع میشود که گویا احمدی نژاد با بیوه دکتر حسین فاطمی عکس انداخته و مهران می کوشد نشان دهد که چطور جمهوری اسلامی علیه جریان ملی مذهبی است و رهبرانی از این جریان نظیر بختیار و فروهر ها را بطور وحشیانه ای کشته است و چه جفاها به بازرگان که نکرده است..
با اینهمه مهران جان، جمهوری اسلامی حکومت همان جنبشی است که از مصدق تا حزب توده و فدایی به آن تعلق دارند. جنبش ملی اسلامی. برای همین دولت موقت خمینی توسط بازرگان و نهضت آزادی و جبهه ملی ساخته شد. اینکه جمهوری اسلامی در طول حرکت خود دائما مجبور به تصفیه خود بوده حکایت دیگری است. جمهوری اسلامی قدم به قدم یاران قدیم خود را بیرون ریخت و حتی کشتار کرد. مثلا مجاهدین خلق. یا اعدام توده ای ها بعد از آنهمه خوش خدمتی و لو دادن کمونیستها و مخالفین رژیم. جمهوری اسلامی حتی کسانی از خودش را اعدام یا ترور و یا سر به نیست کرده است. مثلا احمد خمینی، سعید اسلامی، سعید حجاریان و غیره. میفهمم که بهر حال بین خمینی و بازرگان و بین ایندو و بختیار تفاوت هایی هست، ولی نهایتا جمهوری اسلامی بر دوش جنبش اجتماعی بقدرت رسید که راست آن جریانات اسلامی ملی و چپ آن جریانی مثل حزب توده بود. بازرگان در مرکز و راست مرکز این طیف وسیع قرار گرفته بود. هنوز هم که هنوز است یاران بازرگان، امثال دکتر یزدی و غیره جزو اپوزیسیون مجاز محسوب میشوند.
امیر یاشار، ایران؟
رابطه پول و بابا!
اس ام اس جالبی فرستاده اند:
"راه پول درآوردن در ایران: 1) بابات برات پول دربیاره. 2) بابای مردم رو برای پول دربیاری. 3) بابات در بیاد تا پول دربیاری."
امضاء محفوظ
کاشف انرژی هسته ای
اینهم یک عکس جالب که گویا این هفته در اینترنت دست به دست میشد و دوستی برای ما فرستاده است. عکس یک توضیح هم دارد:
"دختری که به گفته احمدی نژاد در زیرزمین خانه اشان به انرژي هسته اي دست پيدا كرد!"
No comments:
Post a Comment