Wednesday, September 17, 2008

نامه های رسیده به جوانان کمونیست364

کامران مزین، ایران
خانواده و پلاتفرم چپ
"مصطفی جان سلام در مورد پاسخی که در مورد خانواده و زندگی مشترک به من داده بودی (هفته گذشته نامه ها) راستش فکر نکنم هیچ کس به طور مشخص متوجه شد.ا ین کمونیسم عجله ای تو منو کشته.!!! اما به هر صورت برای اینکه بفهمم ماجرا از چه قراره اول بگویم که درباره زندگی عمومی کارگران و دهقانان و روستاییان چینی که اظهار بی اطلاعی کرده بودی این یکی از مراحل گذار چین در راه صنعتی شدن بود. که البته بزرگترین بهانه ان هم که دولت چین اشاره داشت وجود مرد سالاری و اطاعت برده وار کودکان و زنان چینی از مردان بود که سبب شد مکانهایی تحت عنوان کمون ساخته شوند. هزاران نفر در هر کمون حضور داشتند که البته تحت مقرارات دولتی بود و به گونه ای ما را یاد اردوگاه های پناهندگان میاندازد. و اصلا مورد تایید هیچکس از جمله زنان نبود. تجربه چین شکی نیست که ربطی به کمونیسم ندارد. اما به هر صورت زندگی کمون و یا چیزی شبیه آن حتی در صحبتهای هفته قبول تو هم برداشت شد. اینکه می گویی زندگی مشترک عمومی سالهاست مورد تایید ماست یعنی چی؟
سوال مشخص من این است که آیا خانواده باید به یک ارکان اجتماعی تبدیل شود؟ فکرکنم این یک تعریف نرمال از خانواده باشد. با توجه به اینکه خانوداه در تعریف فرهنگ ملی و مذهبی به شدت از جامعه و ارتباط مشترک با جامعه دوری میکند و هرکه خارج از خود را غریبه میپندارد و نگاهی ناموسی به اعضای خود دارد. تعریف کمونیستی این است که بنیان چنین خانواده ای باید متلاشی شود. جایگزین ان چگونه میتواند شکل بگیرد؟ آنچه چین انجام داد این بود که آن را به طور (کمونی؟) متلاشی نماید و همه مردم را خواهر و برادر خود بداند .ان تعریف ناسیونالیسم چینی بود . اما تعریف ما خب قبول که از چینی ها متفاوت است اما به طور مشخص چگونه است؟ آیا خانواده باید در خانه هایی چون کمون قرار بگیرند و تحت قانون کلی افراد ان قرار بگیرند؟ آیا این راهی برای متلاشی کردن قوانین مرد سالاراست؟ یا بر اساس خواست انسانی یک انسان شکل میگیرد؟
پلاتفرم چپ هم که رفقا دادند چند کلامی حرف دارم. مخالفت عملی با لایحه خانواده و جریان راست فمنیستی اسلامی بسیار درست و منطقی است اما به نظر من حکم دادن در مورد جز به جز قوانین زن توسط چند نفر به نام کمونیست هیچ اصولی نیست .. رفقا در نظر نمیگرند که ما هنوز در مرحله قدرت نیستیم که جز به جز در مورد قوانین اظهار نظر کنیم. چیزی که همان پلاتفرم ان را روشن میکند. اینکه مثلا خانم ایکس یا ایگرگ بنشینند و بگیوند فلان چیز برای زنان خوب است هرکس موافق است چپ است و هر کس مخالف است راست است نمیتواند یک کار درست باشد. این پلاتفرم با برنامه یک دنیای بهتر تفاوتی که دارد این است که در همه مسائل دخالت کرده حتی از قبل همه چیز را مشخص کرده و حتی جاهایی به برنامه حزب تبصره هم اضافه کرده. چیزی که دنیای بهتر عاری از آن بود.ان برنامه ای که به طور کلی نوشته شده بود و نگاه کنید پلاتفرم با قانون اساسی و طرح و لایحه کاملا متفاوت است. این رفقا میتواستند این برنامه و خواستهایشان را بدون این که روی کاغذ بیاروند بیان نمایند بدون این حکم کلی و امضا شده روی ان بزنند. میتوانستند بنشینند درباره لایحه خانواده و موارد مشخص اپارتاید جنسی در روی پلاتفرم توضیح دهند و و خواستهایشان را جایی دیگر اعلام کنند. مواردی چون اینکه اگر مثلا زن و مرد در نام خانوادگی فرزند به توافق نرسیدند نام مادر خود به خود در شناسنامه درج میشود را نمیدانم چقدر مهم است که باید یک حکم کمونیستی روی ان بخورد. یا اینکه سن ازدواج انتخاب کنند.انهم در شرایطی که در دنیای بهتر سن رابطه ازاد جنسی و ازدواج 15 سال بالاتر از 15 سال است و اینجا 16 سال تعیین شده..ضمن انکه اینها چیزی نیست که امروز باید مورد کار ما قرار بگیرند. اینها مسائلی است که میشد فردای قدرت روش بحث کرد. ما باید به یک سری مسائل کلی تر بپردازیم. چون حق آزادانه رابطه جنسی و یا (ممنوعیت) تعدد زوجات و سکولاریزه کردن زندگی زن و مرد و ...
مسائلی چون حق نام کودک ویا مهریه و شیر بها خود به خود فردای جمهوری اسلامی حل میشود و میشد روی جزییان اینها بعدا بحث کرد. وقتی اساس قانونی سکولار باشد دیگر چه جایی برای تشریفات مذهبی در ازدواج است؟ فکر نکنم در دنیای سیاست دیگر کسی امروز جز سران جمهوری اسلامی به مهریه و شیر بها فکر میکنند. جمهوری اسلامی که برود دیگر مهریه و شیر بها چه نقشی در جامعه دارد؟ وقتی شما خواست را بر اساس برابری زن و مرد تعیین میکنید دیگر فکرنکنم لازم باشد تاکید شود که این یعنی اینکه من با مهریه هم مخالفم. اینها و ان بحث چیزی بود که میخواستم بگویم. شاد باشی"

ج.ک: کامران جان اینهمه نکات تو حتی با کمونیسم خیلی عجله ای مثنوی هفتاد من جواب لازم دارد. اما از شوخی گذشته، در مورد سوال اول بازهم متاسفانه باید بگویم که از ماجرای چین اطلاع ندارم و این اطلاعاتی هم که شما داده ای موضوع را خیلی عجیب و غریب تر میکند. البته اگر تعبیر چینی و مائویی دیالکتیک جزوه "در باره تضاد" مائو باشد، آنوقت تعجبی ندارد که در زمینه خانواده به همچه کارهای عجیبی دست زده باشند. بهر حال همینقدر میتوانم بگویم که اینطور چیزها هیچ ربطی به کمونیسم ندارد. کمونیست ها تا آنجا که من میدانم (مثلا با رجوع به مانیفست کمونیست و یا "منشاء خانواده") هیچ شکل خانواده ای ارائه نمی دهند. بحث کمونیست ها در این مورد نیز اساسا سلبی است. سلب اوضاع موجود. کمونیست ها خواهان الغاء مناسبات برده وار فعلی و از جمله الغاء خانواده سنتی موجود هستند. کمونیست ها خواهان الغاء روابط و مناسباتی هستند که در آن پدر سالاری و بردگی زن و بردگی کودکان مفروض است. روابطی که نهایتا بر مالکیت خصوصی استوار است. ما خواهان حذف تمام عوامل و شرایط و قوانینی هستیم که انسانها را مجبور کند جز بر اساس تمایل آزادانه خود وارد رابطه جنسی و زندگی مشترک شوند. اثباتا چه میگوییم؟ به نظرم اینرا باید بدست آیندگان سپرد. البته میتوان بحث کرد، اما برنامه و طرح برای جامعه نمی توان داد. برای مثال انگلس معتقد است که سرانجام عشق جنسی اگر روابط آزادانه و بر اساس تمایل طرفین باشد به تک همسری می انجامد. اما همین انگلس هم در کتاب منشاء خانواده میگوید ما محق نیستیم در باره روابط جنسی انسان ها در جوامع آینده از پیش چهارچوب تعیین کنیم. (دارم از خاطره نقل میکنم و فرصت نیست که عین نقل قول را پیدا کنم.) کامران جان در این شماره یک مطلب با عنوان "سرانجام خانواده" داریم که شاید در یافتن پاسخ برای سوال شما کمک کند. دستکم امیدوارم که ادامه بحث را روشن تر کند.
در ضمن یک جاهایی از بحث تو را متوجه نیستم کامران جان. مثلا من نگفتم " زندگی مشترک عمومی سالهاست مورد تایید ماست" که حالا بگویم یعنی چه. این جمله اصلا معنی روشنی ندارد. "زندگی مشترک عمومی"؟ یعنی همه باهم بطور عمومی زندگی مشترک دارند؟ و این سالها مورد تایید ما بوده است؟ جواب هفته پیش را نگاه کردم. همچه چیزی وجود ندارد.
اما در مورد تکه دوم نوشته ات که نقد به "پلاتفرم چپ" است، راستش را بخواهی برخی جاها درست و حسابی سر در نیاوردم. (فکر کنم این روزها سرم یه جایی خورده متوجه نشده ام!) از شوخی گذشته، ما یک سری مطالبات در زمینه زندگی مشترک داریم که در برنامه یک دنیای بهتر آمده است. این مطالبات را مثل همه مطالبات دیگر مثلا در زمینه دستمزد، کاهش ساعت کار و غیره و غیره باید مطرح کرد. این مطالبات برای این نیست که وقتی ما به قدرت رسیدیم در باره آنها حرف بزنیم. برعکس این مطالبات و بسیج نیرو حول آنها به ما امکان میدهد که حکومت بورژوایی را کنار بزنیم و قدرت را بگیریم و بطور همه جانبه تمام برنامه مان را پیاده کنیم. اینکه یک تعداد رفقای ما به اسم خود این پلاتفرم را امضاء کردند دلیلش این است که میخواهند جنبش و حرکتی حول آن پلاتفرم راه بیندازند و تا همینجا نیز راه انداخته اند و باید گسترش یابد. من نمی فهمم اشکال این چیست؟ در همه زمینه ها میشود گفت خانم ایکس و آقای ایگرگ نباید بنشینند و بگویند جامعه چه کند. آنوقت من از تو می پرسم دیگر اصلا حزب درست کردن و برنامه دادن و متشکل شدن و متشکل کردن برای چیست؟ در همه این موارد ابتدا چند تا خانم ایکس و آقای ایگرگ دور هم می نشینند و خط و خطوطی را معلوم میکنند و بقیه را به آن فرامیخوانند. میتوانی نقد کنی که اینجا و آنجا مطالبه نادرستی را مطرح کرده اند، اما نفس کار را دیگر چرا زیر سوال ببریم؟ در مورد اینکه مطالبات پلاتفرم چپ تبصره هایی بر مطالبات مندرج در یک دنیای بهتر افزوده است متوجه نشدم. اگر موارد مشخص آنرا برشمری بهتر میشود بحث کرد. در مورد اینکه دیگر کسی جز جمهوری اسلامی از شیربها و مهریه حرفی نمی زند، البته مطمئن نیستم اینطور باشد و اگر هم باشد خب جمهوری اسلامی حکومت آن مملکت است و با قوانین خود مردم را مجبور میکند که در چهارچوب های مورد نظرش حرکت کنند. باید این حکومت را برانداخت و اینرا کاملا درست میگویی، اما برای انداختن این حکومت خیلی فاکتورها و از جمله طرح مطالبات مشخص و بسیج نیرو تعیین کننده است. در ضمن فراموش نکن که پلاتفرم چپ در بند مطالباتش خلاصه نمی شود. چندین بند دارد و یکجا هم مطالبات را بطور مشخص و در جزئیات میگوید. کامران جان امیدوارم این سطور عجله ای خدای نکرده آسیبی به تو نرساند. مخلص، مصطفی.

آزادی و برابری، ایران
گذشته، حال، سوال!
"سلام مصطفی! آرزوی لحظات شادی برات دارم.
بدون مقدمه شروع می­کنم.
گذشته
لذت و تفریح عیب نیست، اما کمترین احتمال برای فهمیدن معنی مالکیت خصوصی بر وسایل تولید مربوط به کسانی است که لذت و تفریح را سناریوی زندگی خود انتخاب کرده­اند. جوانان باید بدانند در این دنیای سرمایه­داری که همه چیز به پول بستگی دارد با جیب خالی خیلی نمی­توان تفریح کرد. یک زندگی واقعاً شاد و بی­دغدغه به معنی واقعی کلمه تنها در جامعۀ آزاد کمونیستی ممکن است. بنابراین جوانان لازم است موقتاً کمی از تفریحات خود بزنند و برای اشتراکی کردن مالکیت بر وسایل تولید، لغو کار مزدی و حذف پول از مناسبات اجتماعی مبارزه کنند. این انتقاد من به جوانان بود.
حال
به دنبال عملی ساختن پیشنهاد شما ـ « ... سعی کنید توده­های وسیع مردم را به این قانع کنید که طبقۀ کارگر و حزب کمونیست کارگری می­توانند جامعه را از این وضع نجات دهند ... » ـ متوجه شدم که فاصلۀ زیادی بین «فهم» و «حس» وجود دارد. طی گفتگوهایی که با کارگر و مهندس و دکتر و کارخانه دار و بیکار داشتم متوجه شدم که صرفاً با آگاهگری از کانال فرهنگی نمی­شود و این حرف منصور حکمت که تلقی افراد از آزادی و برابری بستگی دارد به موقعیت آنان در رابطه با تولید و مالکیت.. به این نتیجه رسیدم که کارگران آگاه که استثمار را با پوست و گوشت و استخوان حس کرده­اند بیشتر از همه از کمونیسم کارگری دفاع می­کنند.
من تصور می­کردم که دیگران هم مثل من در جستجوی حقیقت­اند و به محض این که بدانند حقیقت چیست از آن پشتیبانی می­کنند.. اما مرفهین بی­دردِ فقر حتی نمی­توانند بفهمند که فقرا چه می­کشند چه برسد به این که حس کنند، چرا که هیچ وقت فقر را تجربه نکرده­اند.
سؤال
من می­خواهم اعلامیه­ای علیه اعدام فرزاد کمانگر را ... پخش کنم. نظر شما چیست؟"

ج.ک: دوست عزیز، اولا لطف کن یک اسم و اسم خانوادگی برای مکاتبه با نشریه انتخاب کنید. در مورد نکته اولتان باید بگوییم به نظر من مبارزه کردن برای تغییر اوضاع موجود و شاد بودن و لذت بردن از زندگی هیچ منافاتی با هم ندارند. در مورد نکته دوم شما کمونیسم کارگری دکترین رهایی طبقه کارگر است. ولی این طبقه برای آزادی خود ناگزیر باید کل جامعه را آزاد کند. بحث کمونیسم بر سر فقرا و رنج فقر کشیدن نیست. طبعا طبقه ای که از هیچ منفعتی در حفظ وضع موجود ندارد و برای رهایی خود باید همه را رها کند البته نیروی مادی کمونیسم کارگری است. ولی خیلی های دیگر هم میتوانند به این صف بپیوندند و خواهند پیوست. و بالاخره نکته سوم اینکه انتخاب کمونیسم کارگری یک روند فکری ایدئولوژیک نیست. بلکه امری سیاسی و مبارزاتی است. کمونیست ها باید بتوانند راه حل های واقعی در قبال مسائل واقعی جامعه ارائه دهند. در غیر اینصورت ربطی به کمونیسم اجتماعی مارکس، کمونیسم کارگری، ندارند. و بالاخره در مورد سوالتان حتما این کار را بکنید. اما باید نکات امنیتی را رعایت کنید. در این مورد باید جداگانه و بطور مشخص صحبت کنیم.

فرزاد سلطانی، آمریکا
اکس مسلم و تظاهرات استکهلم
"سلام مصطفی جان امیدوارم حالت خوب باشه. نمی شد به جای پرچم اکس مسلم پرچم سرخ کمونیسم تو تظاهرات (استکهلم، اشاره به شماره پیش) بالا بره؟ مگه سوسیالیسم یا کمونیسم یا آتئیسم چشه که حزب کمونیست کارگری پافشاری میکنه روی مسلمانان سابق؟ میدونم تلگرافی مینویسم اما فکر میکنی برای رفتن تو میدیا از غلظت کمونیسم زدن ما رو به جایی میرسونه؟ من فکر نمی کنم اگر زنده یاد حکمت بود رضایت به چنین پروژه هایی میداد. با احترام به رفیق خوبم مصطفی."

ج.ک: فرزاد جان، اکس مسلم سازمان مسلمانان سابق نیست. سازمان آتئیست ها هم نیست. اکس مسلم سازمان همه آزادیخواهان و برابری طلبانی است که بویژه علیه اسلام سیاسی می جنگند و سر آشتی با آن ندارند. در این سازمان همه جور آدم با گرایشات مختلف سیاسی و عقیدتی هست. از مینا احدی که همه دنیا میداند عضو رهبری حزب کمونیست کارگری است، تا کسی که صرفا آتئیست است و یا فقط از ترور و کشتار اسلام سیاسی منزجر است. در عین حال همه کس میداند که اکس مسلم یک سازمان چپ است. همه مواضع و بیانیه هایش اینرا میگوید. اسم اکس مسلم هم برای این انتخاب شده که این آلت قتاله اسلام سیاسی که میگوید خروج از دین و ارتداد حکم اش مرگ است را به چالش بکشد. دارد میگوید ما بخودمان میگوییم اکس مسلم (مسلمان سابق) تا همه دنیا بداند که اسلام سیاسی و جنایتکارانش باید بساط شان را برچینند و بروند. ما سینه سپر کرده ایم که بگویم دوره این جانیان تمام است. مثل این می ماند که در اوج حمله و هجوم مرتجعین به گی ها و به قتل رساندن آنها به جرم گی بودن و استریت نبودن یک سازمان درست کنی و اسمش این باشد: اکس استریت! هرکس که عضو این سازمان باشد الزاما گی نیست. و برای هویت گی بودن مبارزه نمی کند. دارد از حق انسانها برای آزاد بودن در تمایلات جنسی شان دفاع میکند. تحت شرایطی و برای جلب توجه جامعه چنین اسم پروکاتیوی روی خودش گذاشته است. اکس مسلم هم شبیه همین است. دارد به اسلام سیاسی میگوید دستت از زندگی مردم کوتاه. دارد جنایتکاری این جریان را که حتی بدرجه ای نهادینه شده و دول غربی به آن پروبال میدهند را به چالش میکشد. بعلاوه فرزاد جان مطابق استدلال تو جز یک سازمان سوسیالیستی و کمونیستی به هیچ نوع از کمپین و تشکل دیگر احتیاجی نیست. میشه گفت بجای سازمان دفاع از پناهندگان و یا سازمان دفاع از حقوق زنان همان سازمان سوسیالیستی و کمونیستی کافی است. و فعالین چنین سازمانهایی را به کوتاه آمدن از کمونیسم و تقدیس هویت پناهنده و زن متهم کرد. باید توجه کرد که بالاخره عرصه مبارزه سازمان اکس مسلم (یعنی مبارزه بی تخفیف علیه اسلام سیاسی از یک موضع چپ و رادیکال) محدود و مشخص است و باید نام مناسب عرصه خودش را داشته باشد. در مورد تظاهرات استکهلم، سازمان اکس مسلم به دفاع از حقوق همجنسگرایان در ایران پرداخته است. کار بدی کرده است؟ اینکه اسلام و حکومت اسلامی وحشی چه رفتاری با همجنسگرایان دارد و آنها را اعدام میکند را در بوق کرده است. کار خلافی است و منصور حکمت خیلی ناراحت میشد؟ فکر نمی کنی این بهانه جویی و مررزبندی مکتبی باشد که در مقابل چنین تلاشی بجای دستتان درد نکند بگوییم چرا با نام کمونیسم این کار را نکردید؟ واقعا اگر خود تو در خیابانهای استکهلم می بودی و شعار حمایت از همجنسگرایان در ایران و محکوم کردن جنایات جمهوری اسلامی را می شنیدی همین عکس العمل را داشتی که نوشته ای؟ به نظرم اگر منصور حکمت امروز زنده بود، مثل حزب کمونیست کارگری قویا از حرکت اکس مسلم حمایت میکرد و کسانی چون مینا احدی و مریم نمازی و دهها رفیق دیگر را بعنوان کمونیست هایی که به قسمت گود استخر رفته اند و حرفهای مارکس را در ابعاد میلیونی از تلویزیونها و تریبون های جوامع غربی مطرح میکنند، مورد تایید و ستایش قرار میداد. ضمن اینکه همه جایگاه حزب را هم خوب می شناسیم و میدانیم اگر جریاناتی مثل اکس مسلم هست به دلیل استحکام و انسجام همین حزب است. جالب این است کسانی که به اکس مسلم ایراد میگیرند چه بسی آنطرف تر به حزب هم ایراد میگیرند که چرا اینقدر حزب حزب میکنید! چرا خود محور بینید! چرا میخواهید مردم را حول خودتان متشکل کنید! و غیره. بهر حال فرزاد جان خیلی ممنون که نامه نوشتی و این نکات را گفتی. میبوسمت و امیدوارم این بحث را در فرصتی مفصلتر ادامه دهیم.

پرویز پوینده، ایران
شعر و تغییر جهان
مطلبی فرستاده اند با عنوان "شعر و تغییر جهان" که در آن به تعاریفی از شعر و شاعری پرداخته اند. پرویز عزیز ضمن تشکر، در مورد مطلب شما ملاحظاتی داشتیم. امیدواریم بتوانیم وقتی در این مورد بحث کنیم. این هفته مطلبی از منصور حکمت هست که توجه شما را به آن جلب میکنیم. شاید شروع خوبی برای بحث باشد. زنده باشی.

یک توضیح:
این هفته نتوانستیم به همه نامه های رسیده شما به جوانان کمونیست بپردازیم، با پوزش امیدواریم هفته بعد جبران کنیم.

No comments: